السيد موسى الشبيري الزنجاني
7356
كتاب النكاح ( فارسى )
د . روايات موت أحد الزوجين قبل الدخول « 1 » : كه روايات متعددى دلالت مىكنند بر اينكه در صورت موت يكى از زوجين بايد همه مهر پرداخت شود ، و اين معنايش اين است كه تمامى مهر قبل از دخول ملك زن شده است و الا اگر نصف آن مال او بود و نيم ديگرش متوقف بر دخول بود ، همه مهر را به او نمىدادند . اشكال : ولى از آنجايى كه طبق نظر مختار موت نيز مانند طلاق منصف مهر است و اين گونه روايات كه دلالت بر پرداخت همه مهر در صورت موت مىكنند بر اساس شواهدى حمل بر تقيه مىشوند ، پس اين روايات نمىتوانند دليل براى قول مشهور باشند . البته اين روايات براى نظريه مخالف مشهور نيز دليل نيست چون ممكن است كه زوجه همه مهر را با عقد مالك شده باشد و سپس با طلاق يا با موت تنصيف شود . و دلالت اين گونه روايات بر تنصيف ، به اين معنا نيست كه با خود عقد مالك نصف مهر شده باشد . ه . روايات عتق قرار دادن مهر : در ابواب عبيد و اماء در بابهاى 13 و 14 رواياتى هست كه كاملًا بر قول مشهور دلالت مىكنند ؛ در باب 13 ، سيزده روايت هست كه يكى از آنها تكرارى و يكى هم از « مقنع » است ، كه نبايد آن را روايت مستقلى محسوب نمود و يك روايت هم به محل بحث ارتباطى ندارد و اما ده روايت ديگر همگى معتبر و صحيح السند و دليل براى قول مشهور هستند ، و از آنجا كه مضمون آنها يكى است ، فقط روايت اول از آنها را ذكر مىكنيم . محمد بن يحيى عن احمد بن محمد عن عبد الله بن محمد الحجال عن ثعلبة عن عبيد بن زرارة أنه سمع ابا عبد الله عليه السلام يقول : « اذا قال الرجل لامته أعتقك و
--> ( 1 ) - جامع احاديث الشيعة 26 : 333 ، الباب 31 من ابواب المهور و الشروط ، الحديث 12 و 13 و 14 و 15 و 16 .